تبليغاتX
,, یـــکـــــــــــــــــدی
دربـــه در دنــــــــبال در

MSپارتی ۳در راه است.

۱۴آبان ماه روز تولد نفس عزیزم و ۱۶ آبان ماه روز تولد مریم دزفولی دوست و سنگ صبور و راز دار مهربونم رو به این دو دوست عزیزم تبریک میگم خوشحالم که هستید امیدوارم همیشه هم باشید دوستتون دارمتولدتون مبارک

داستان معجزه ی روبان آبی

 

انسان در هر شرایط و وضعیتى می‌تواند تاثیرگذار باشد        
  آموزگارى تصمیم گرفت که از دانش‌آموزان کلاسش به شیوه جالبى قدردانى کند. او دانش‌آموزان را یکى‌یکى به جلوى کلاس می‌آورد و چگونگى اثرگذارى آن‌ها بر خودش را بازگو می‌کرد

 آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ می‌زد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود: "من آدم تاثیرگذارى هستم"

سپس آموزگار تصمیم گرفت که پروژه‌اى براى کلاس تعریف کند تا ببیند این کار از لحاظ پذیرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت. آموزگار به هر دانش‌آموز سه روبان آبى اضافى داد و از آن‌ها خواست که در
بیرون از مدرسه همین مراسم قدردانى را گسترش داده و نتایج کار را دنبال کنند و ببینند چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از یک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه نمایند.


یکى از بچه‌ها به سراغ یکى از مدیران جوان شرکتى که در نزدیکى مدرسه بود رفت و از او به خاطر کمکى که در برنامه‌ریزى شغلى به وى کرده بود قدردانى کرد و یکى از روبان‌هاى آبى را به پیراهنش زد.

و دو روبان دیگر را به او داد و گفت: ما در حال انجام یک پروژه هستیم و از شما خواهش می‌کنم از اتاقتان بیرون بروید، کسى را پیدا کنید و از او با نصب روبان آبى به سینه‌اش قدردانى کنید.

مدیر جوان چند ساعت بعد به دفتر رئیسش که به بدرفتارى با کارمندان زیردستش شهرت داشت رفت و به او گفت که صمیمانه او رابه خاطر نبوغ کاری‌اش تحسین می‌کند.

رییس ابتدا خیلى متعجب شد آن گاه مدیر جوان از او اجازه گرفت که اگر روبان آبى را می‌پذیرد به او اجازه دهد تا آن را بر روى سینه‌اش بچسباند.

رییس گفت: البته که می‌پذیرم. مدیر جوان یکى از روبان‌هاى آبى را روى یقه کت رئیسش، درست بالاى قلب او، چسباند و سپس آخرین روبان را به او داد و گفت:

لطفاً این روبان اضافى را بگیرید و به همین ترتیب از فرد دیگرى قدردانى کنید.

مدیر جوان به رئیسش گفت پسر جوانى که این روبان آبى را به من داد گفت که در حال انجام یک پروژه درسى است و آن‌ها می‌خواهند این مراسم روبان زنى را گسترش دهند و ببینند چه اثرى روى مردم می‌گذارد ...

 


آن شب، رئیس شرکت به خانه آمد و در کنار پسر ١۴ ساله‌اش نشست و به او گفت:

امروز یک اتفاق باور نکردنى براى من افتاد. من در دفترم بودم که یکى از کارمندانم وارد شد و به من گفت که مرا تحسین می‌کند و به خاطر نبوغ کاری‌ام، روبانى آبى به من داد. می‌توانى تصور کنی؟ او
فکر می‌کند که من یک نابغه هستم! او سپس آن روبان آبى را به سینه‌ام چسباند که روى آن نوشته شده بود: "من آدم تاثیرگذارى هستم"


سپس ادامه داد: او به من یک روبان اضافى هم داد و از من خواست به وسیله آن از کس دیگرى قدردانى کنم.
هنگامى که داشتم به سمت خانه می‌آمدم، به این فکر می‌کردم که این روبان را به چه کسى بدهم و به فکر تو افتادم. من می‌خواهم از تو قدردانى کنم.


مشغله کارى من بسیار زیاد است و وقتى شب‌ها به خانه می‌آیم توجه زیادى به تو نمی‌کنم. من به خاطر نمرات درسی‌ات که زیاد خوب نیستند و به خاطر اتاق خوابت که همیشه نامرتب و کثیف است، سر تو فریاد می‌کشم. امّا امشب، می‌خواهم کنارت بنشینم و به تو بگویم که چقدر برایم عزیزى و مى‌خواهم بدانى که تو بر روى زندگى من تاثیرگذار بوده‌اى. تو در کنار مادرت، مهم‌ترین افراد در زندگى من هستید. تو فرزند خیلى خوبى هستى و من دوستت دارم ...


آن گاه روبان آبى را به پسرش داد. پسر که کاملاً شگفت زده شده بود به گریه افتاد. نمی‌توانست جلوى گریه‌اش را بگیرد. تمام بدنش می‌لرزید. او به پدرش نگاه کرد و با صداى لرزان گفت:

پدر، امشب قبل از این که به خانه بیایى، من در اتاقم نشسته بودم و نامه‌اى براى تو و مامان نوشتم و برایتان توضیح دادم که چرا به زندگیم خاتمه دادم و از شما خواستم مرا ببخشید!


من می‌خواستم امشب پس از آن که شما خوابیدید، خودکشى کنم. من اصلاً فکر نمی‌کردم که وجود من برایتان اهمیتى داشته باشد. نامه‌ام بالا در اتاقم است! پدرش با تعجب و پریشانی زیاد از پله‌ها بالا رفت و نامه پرسوز و گداز پسرش را پیدا کرد ...

صبح روز بعد که رئیس به اداره آمد، آدم دیگرى شده بود. او دیگر سر کارمندان غر نمی‌زد و طورى رفتار می‌کرد که همه کارمندان بفهمند که چقدر بر روى او تاثیرگذار بوده‌اند.

مدیر جوان به بسیارى از نوجوانان دیگر در برنامه‌ریزى شغلى کمک کرد ...

یکى از آن‌ها پسر رئیسش بود و همیشه به آن‌ها می‌گفت که آن‌ها در زندگى او تاثیرگذار بوده‌اند. و به علاوه، بچه‌هاى کلاس، درس با ارزشى آموختند که :

"انسان در هر شرایط و وضعیتى می‌تواند تاثیرگذار باشد "           داستان معجزه ی روبان آبى

منبع تاثیر گذار: فاروق علیزادگان

من هم این روبان  آبی رو تقدیم میکنم به همسرعزیزم منوچهر.برادر شوهر عزیزم جاوید داداش گلم محسن میر اسمائیلی. بهترین دوستم مریم دزفولی بانوی ....که همیشه ناثیرمثبتی درزندگی من داشتندخیلی برایم عزیز هستید.

دوستتون دارم

  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 22:6  توسط ندا  | 

 
 روز 7 آبان روز کوروش بزرگ پدر ايران و روز منشور جهاني حقوق بشر  بر تمامي
 
ايران ياران و ميهن پرستان عزيز و گرامي خجسته باد
 
،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*
                             انرژی مثبت در صحبت کردن

http://www.pourali.net/PIX/people-attract-each-other.jpg
 

 

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.


بگوییم ….

 

ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم

 

طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری

 

مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم

 

مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره

 

شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید

 

این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم

 

صد در صد خواهد شد “”"”"”"”"”" نگوییم ای کاش میشد

 

ان شا الله حتما موفق میشوی “”"”"”"”"”" نگوییم ان شا الله موفق میشوی

 

عالی هستم “”"”"”"”"”"”" نگوییم خوب هستم

 

اولین قانون طبیعت این است كه تو از هر چه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می كنی.

 

هیجان قدرتی دارد كه جذب میكند .تو از هر چه شدیدا بترسی آن را تجربه خواهی كرد .

 

مثلا حیوان فورا متوجه میشود كه تو از او وحشت داری. هیچكدام از این ها تصادفی اتفاق نمی افتد . تصادفی در عالم هستی وجود ندارد. هیجان انرژی در حركت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می كنی انرژی ایجاد میكنی. اگر به اندازه كافی انرژی جا به جا كنی ماده به وجود می آوری .

 

ماده انرژی متراكم است كه جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است.

 

فكر انرژی خالص است .

 

هر فكری كه تو اكنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده خواهی داشت خلاق است.

 

انرژی حاصل از فكر هرگز نمی میرد .این انرژی از فكر تو و ذهن تو وارد عالم هستی می شود و برای ابد ادامه پیدا می كند. همه افكار به هم مربوط هستند. افكار با هم تلاقی پیدا می كنند.

 

در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا می كنند و نقش بدیع و زیبایی از پیچیدگیهای غیر قابل باور به وجود می آورند . همات طور كه دو چیز مشابه همدیگر را جذب می كنند دو انرژی مشابه هم یكدیگر را جذب می كنند .و توده ای از انرژی مشابه به وجود می آورند.

 

بنابراین حتی افراد معمولی اگر فكرشان(دعا. امید. آرزو . .رویا .ترس) به اندازه كافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود آورند.

 

زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی كه تو تصور میكنی خودش را نشان خواهد داد .تو با فكر كردن خلق می كنی.

 

پس همیشه به بهترینها فكر كن.

دوستتون دارم

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 1:16  توسط ندا  | 

 نی نی مامان ندا
مادرشوهرمامان ندا
 
به قول خودمsosyetteyeمامان ندا
 
دختر کوچولوی مامان ندا که الان دیگه بزرگ شدی
 
سارای مامان نداو بابامنوچهردوستت داریم
 
تولدت مبارک
 
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
 
                    راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند.

اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است،

با احترام به نظریاتش گوش کن.

احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.  

راز عشق در این است که

به یکدیگر سخت نگیرید.

عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است

راز عشق در خوش مشربی است.

شوخی با دیگران را فراموش نکن، در ضمن

مراقب شوخی هایت هم باش.

شوخی نا پسند نکن. شوخی باید از روی حسن

نیت باشد ،نه نیشدار.

راز عشق در این است که

در سکوت دست یکدیگر را بگیرید.

کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید

راز عشق در این است که

در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید،

تا همواره علی رغم همه اشتباهات،

تشنه رسیدن به کمال باشید،

چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان،

سعی میکند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند

راز عشق در این است که

هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را

خوشحال کند،

کاری مثل دادن هدیه ای کوچک، تحسین،

لبخندی از روی محبت.

نگذار که جویبار محبت از کمی باران، بخشکد.

دوستتون دارم

با تشکر ازترنم  عزیزم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 22:4  توسط ندا  | 

 

از ياد رفته

ياد بگذشته به دل ماند و دريغ

نيست ياری كه مرا ياد كند

ديده ام خيره به ره ماند و نداد

نامه ای تا دل من شاد كند

 

خود ندانم چه خطائی كردم

كه ز من رشته الفت بگسست

در دلش جائی اگر بود مرا

پس چرا ديده ز ديدارم بست

 

هر كجا می نگرم، باز هم اوست

كه بچشمان ترم خيره شده

درد عشقست كه با حسرت و سوز

بر دل پر شررم چيره شده

 

گفتم از ديده چو دورش سازم

بی گمان زودتر از دل برود

مرگ بايد كه مرا دريابد

ورنه درديست كه مشكل برود

 

تا لب بر لب من م لغزد

می كشم آه كه كاش اين او بود

كاش اين لب كه مرا می بوسد

لب سوزنده آن بدخو بود

 

می كشندم چو در آغوش به مهر

پرسم از خود كه چه شد آغوشش

چه شد آن آتش سوزنده كه بود

شعله ور در نفس خاموشش

 

شعر گفتم كه ز دل بردارم

بار سنگين غم عشقش را

شعر خود جلوه ئی از رويش شد

با كه گويم ستم عشقش را

 

مادر، اين شانه ز مويم بردار

سرمه را پاك كن از چشمانم

بكن اين پيرهنم را از تن

زندگی نيست بجز زندانم

 

تا دو چشمش به رخم حيران نيست

به چكار آيدم اين زيبائی

بشكن اين آينه را ای مادر

حاصلم چيست ز خود آرائی

 

در ببنديد و بگوئيد كه من

جز او از همه كس بگسستم

كس اگر گفت چرا؟ باكم نيست

فاش گوئيد كه عاشق هستم

 

قاصدی آمد اگر از ره دور

زود پرسيد كه پيغام از كيست

گر از او نيست، بگوئيد آن زن

ديرگاهيست، در اين منزل نيست

فروغ فرخ زاد

دوستتون دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 20:54  توسط ندا  | 

        

   مهرگان واژه مهر پیمان و دوستی معنی می‌دهد .
در ایران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز دارای اهمیت ویژه‌ای بود . دلیل آن این است كه هر دو آغاز فصل‌های سال را نوید می‌دادند .
نوروز: آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه می‌آوردند زیرا در آن زمان سال به دو فصل تقسیم شده بود . فصل اول ، تابستان بود كه از جشن نوروز شروع می‌شد و هفت ماه ادامه داشت .
جشن مهرگان: كه از روز مهر شروع می‌شد تا شش روز پس از آن ادامه می‌یافت و جشن شادی بر پا می‌شد .
انگیزه‌ای كه به پیدایش جشن مهرگان در تاریخ ایران نسبت می‌دهند پیروزی ایرانیان بر ضحاك ستمگر ، به رهبری كاوه آهنگر است كه او را در بند آوردند و فریدون را به عنوان رهبر خود برگزیدند .
این جشن در روز 10 مهر ، روزی كه نام روز و ماه یكی بود جشن گرفته می‌شد و مانند نوروز سه جنبه:
نجومی ( طبیعی ) ، تاریخی و دینی داشت .
از نظر نجومی : مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییزی جشن گرفته می‌شد .
( اعتدال پاییزی اول مهر صورت می‌گیرد ) و جشن برداشت محصولات كشاورزی است .
از نظر تاریخی :
در این روز نیروی داد و راستی به سركردگی كاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگری آژی دهاك ( ضحاك) پیروز شد و فریدون به شاهی رسید . مبارزه راستی و دروغ ، داد و ستم در ایران ریشه دینی دارد و همه جشن‌های ملی هم به گونه‌ای این مبارزه و پیروزی نهایی حق بر نا حق را نشان می‌دهد . ولی ، در تاریخ مهرگان این جنبه درخشندگی ویژه را دارد .
از نظر دینی : در فرهنگ ایرانی مهر یا میترا به معنای فروغ خورشید و مهر و دوستی است .

همچنین مهر نگهبان پیمان و هشدار دهنده به پیمان شكنان است .
هم اكنون زرتشتیان در روز مهر از ماه مهر به آتشكده و نیایشگاه می‌روند و با تهیه خوراك‌های سنتی از یكدیگر پذیرایی می‌كنند و با نیایش و برنامه‌های فرهنگی مانند سخنرانی‌های ملی و آیینی سرود ، شعر و دكلمه جشن مهرگان را با شادی بر پا می‌دارند
سفره ی مهرگان:
خوان یا سفره ی مهرگانی نیز همچون سفره ی هفت سین نوروز و دیگر سفره های جشن های ایرانی، هفت چینی از میوه ها و خوراکی هاست همراه با شاخه هایی از درختان آ«سروآ»، آ«موردآ» و آ«گزآ» و شربتی از عصاره ی آ«هومآ»(هَئومَه) که با شیر رقیق شده و نان مخصوص آ«لورگآ» که روی پارچه ای ارغوانی گرد ِیک آتش دان چیده می شوند.
هفت میوه همچون : سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگور سفید، انجیر، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...

آجیل ویژه ای از هفت خشکبار از جمله: مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیر خشک، نخودچی و ...
آش هفت غله از: گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.
کاسه ای پر از: آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل های بنفشه و نازبو (ریحان)،
آیینه، سرمه دان، شیرینی و بوی های خوش همچون اسفند و عود و کُندر.


جشن مهرگان را نبايد در شمار جشن هاي دوازده گانه کم و بيش فراموش شده اي چون " فروردين گان " و " ارديبهشت گان " و ... آورد و نه چون نوروز که در همه ايران همگاني است، يا چون " سده " که در يک شهر برگزار شود، بلکه مهرگان جشني است که تنها نزد دانشمندان و نويسند گان و شاعران همچنان برجاست و از اين رو جزو جشن هاي کهن بحساب مي آيد.

در روز شمار کهن ايران، هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. پيشينيان در هر ماه که نام روز و نام ماه يکي بود، آن را جشن مي گرفتند. از اين جشن هاي دوازده گانه، تا آنجا که سندها و کتاب هاي تاريخي گواه است، در دوره هاي پس از اسلام، تنها جشن مهرگان است که رسمي و شکوهمند برگزار مي گرديد. افزون بر يکي بودن نام - روز مهر از ماه مهر - مناسبت هاي ديگري را نيز براي برگزاري اين جشن بر مي شمردند، که معروفترين  آن قيام کاوه آهنگر و پيروزي بر ضحاک و پادشاهي نشستن فريدون است. دقيقي، فردوسي و اسدي  توسي از آن چنين ياد کرده اند: 

دقيقي مي گويد: 

مهرگان آمد جشن ملک افريدونا            آن کجا گاو به پرورش بر مايونا

 ( برمايون نام گاوي است که فريدون با شيرش پرورش يافت)

 

و فردوسي در داستان به بند کردن ضحاک آورده است: 

 

فريدون چون شد بر جهان کامکار               ندانست جز خويشتن شهريار

به روز خجسته سر مهر ماه                      به سر بر نهاد آن کياني کلاه

کنون يادگار است از او ماه مهر                  بکوش و برنج، ايچ منهاي چهر

 

و اسدي توسي در انتساب اين جشن به فريدون گويد: 

فريدون فرخ به گرز نبرد                               ز ضحاک تازي بر آورد گرد

چو در برج شاهين شد از خوشه مهر             نشست او به شاهي سر ماه مهر

بر آرايش مهرگان جشن ساخت                    به شاهي سر از چرخ مه برافراخت

ابوريحان بيروني در التفهيم مي نويسد :

مهرگاه، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرين روز، افريدون ظفر يافت بر بيورسب جادو، انک معروف است به ضحاک، و به کوه دماوند بازداشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچ از پس نوروز بود....

و نيز در آثار الباقيه آورده است که :

سلمان فارسي مي گويد، ما در عهد زرتشتي بودن مي گفتيم، خداوند براي زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بيرون آورد. و فضل اين دو روز بر روزهاي ديگر مانند فضل ياقوت و زبرجد است بر جواهرهاي ديگر.  و بيورسب هزار سال عمر کرد. اين که ايرانيان به يکديگر دعا ميکنند که : " هزار سال بزي " از آن روز رسم شده است، چون ديدند که ضحاک توانست هزار سال عمر کند واين کار در حد امکان است، هزار سال زندگي را دعا و آرزو کردند. 

منبع:فرهنگسرا

 مهرگان خجسته باد.
 
علیرضا جان ازت بابت این فروهر زیبا سپاسگزارم
 

دوستتون دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 22:52  توسط ندا  |